در قران ایات زیادی در مورد رابطه بین الله، ادم، فرشتگان و شیطان وجود دارد در واقع بعضی از این ایات اشاره به دیدگاهها و نظریات این موجودات دارد. مثلا یک نمونه کامل به ترجمه سوره البقرة ایات ۳۰ تا ۳۸ را نگاه کنید:
«و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت»، [فرشتگان] گفتند: «آیا در آن کسى را مىگمارى که در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد؟ و حال آنکه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه مىکنیم؛ و به تقدیست مىپردازیم.» فرمود: «من چیزى مىدانم که شما نمىدانید.» (۳۰) و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت؛ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «اگر راست مىگویید، از اسامى اینها به من خبر دهید.» (۳۱) گفتند: «منزهى تو! ما را جز آنچه [خود] به ما آموختهاى، هیچ دانشى نیست؛ تویى داناى حکیم.» (۳۲) فرمود: «اى آدم، ایشان را از اسامى آنان خبر ده.» و چون [آدم] ایشان را از اسماءشان خبر داد، فرمود: «آیا به شما نگفتم که من نهفته آسمانها و زمین را مىدانم؛ و آنچه را آشکار مىکنید، و آنچه را پنهان مىداشتید مىدانم؟» (۳۳) و چون فرشتگان را فرمودیم: «براى آدم سجده کنید»، پس بجز ابلیس -که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد- [همه] به سجده درافتادند. (۳۴) و گفتیم: «اى آدم، خود و همسرت در این باغ سکونت گیر [ید]؛ و از هر کجاى آن خواهید فراوان بخورید؛ و [لى] به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود.» (۳۵) پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید؛ و از آنچه در آن بودند ایشان را به درآورد؛ و فرمودیم: «فرود آیید، شما دشمن همدیگرید؛ و براى شما در زمین قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود.» (۳۶) سپس آدم از پروردگارش کلماتى را دریافت نمود؛ و [خدا] بر او ببخشود؛ آرى، او [ست که] توبهپذیرِ مهربان است. (۳۷) فرمودیم: «جملگى از آن فرود آیید. پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد، آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست وغمگین نخواهند شد (۳۸)
بعد از خواندن ایات بالا چند سوال برای من پیش امد:
اول. فرشتگان چگونه میدانستند قبل از افرینش انسان پیش شرط افرینش او چیست؟ این ایده که انسان موجود خشونت امیزی خواهد بود را از کجا فهمیدند؟ چه کسی به انها گفت؟ در متن قران هیچ چیزی در مورد اینکه الله این اطلاعات را به انها داده گفته نشد. ایا فرشتگان هم علم لایتناهی دارند؟
دوم. به منظور ساکت کردن شکایت فرشتگان علیه خلقت انسان، الله مخفیانه به ادم نامهای نامشخصی را میاموزد ایا این ناعادلانه نیست که الله ان نامها را به ادم یاد دهد و سپس فرشتگان را به وسیله آن اسامی به چالش بکشد؟ ایا خدای ما الله مجبور به استفاده از روشهای فریب امیز و مکارانه است؟ تا از ادم در برابر اتهام فرشتگان حمایت کند وبیگناهی ادم را اثبات کند؟ )اتهاماتی که بعدا معلوم شد صحت داشتهاند یعنی انسان موجود خشنی از اب درامد( ایا این واضح نیست که ادم هم به اندازه فرشتگان نادان میبود، اگر الله نامها را به او یاد نمیداد؟ چرا الله که ادعای خدا بودن دارد به روشی مکارانه در برابر فرشتگان استدلال میکند؟ این چه نوع استدلالی است که الله برای حمایت از ادم کار میبرد؟ فقط ادم داناست و نامها را میداند چون الله فقط انها را به او یاد داده بود در حالی که فرشتگان نامها را نمیدانند و نادانند به خاطر اینکه الله به انها این اسامی را یاد نداده بود! چگونه با وجود تمام شر و خشونت انسان نامگذاری ان چیزها میتواند توجیه خلقت انسان باشد؟ اگر ارزش برتری در انسان وجود دارد که افرینش ان را با وجود رفتار خشونت امیز و گناهکارانه توجیه میکند پس الله باید به روشنی ان ارزش را اعلام میکرد به جای انکه از ترفندهای فریبندهای استفاده کند که به سختی برتری و ارزشی را در انسان نشان میدهد! الله میتوانست این اسامی را به هر کسی یاد دهد. این عمل یاد دادن نامها به ادم دلیل کافی و توجیه فراهم نمیکند که چرا انسانها باید افریده شوند به رغم این واقعیت که انها خون ریز خواهند شد؟ الله به سادگی میتوانست ان نامها را به فرشتگان بیاموزد و سپس (اگر هدف الله این میبود( هیچ خونریزی هم به وجود نمیامد. ایا اصولا این داستان معنایی هم دارد یا افسانه است؟
سوم. پس از اینکه الله با استفاده از فریب فرشتگان را ساکت کرد درادامه دستورداد تا فرشتگان به انسان سجده کنند و او را پرستش کنند. این دستور پرستش انسان به روشنی نتیجه دانستن ان نامها است که خدا شخصا به ادم یاد داده بود. بنابراین باید بپرسیم: چرا فرشتگان باید انسان را عبادت کنند؟ برای اینکه انسان توانسته نام ان چیزها را بداند در حالیکه انها نمیدانستند؟ ان هم وقتی که انسان نامها را میدانست چون الله فقط به او اموزش داده بود؟
و چرا الله دستور به سجده کردن به ادم را داد درحالیکه این کار (سجده به مخلوق) در اسلام ممنوع است؟ اگر استدلال شود که سجده نشانگر احترام است نه پرستش پس چرا چنین اعمال احترام امیزی در اسلام ممنوع است؟ ظاهرا الله با گذشت زمان همواره در حال تغییر دستورات خود است!
چهارم. ابلیس به دلیل اینکه از سجده به انسان سر باز میزند مقصر شناخته میشود با این حال الله دستور داد که به فرمانش فرشتگان به انسان سجده کنند ولی به گفته قران ابلیس یک فرشته نیست، بلکه او یک جن است!
«سوره الکهف ایه ۵۰» و آنگاه که به فرشتگان گفتیم که آدم را سجده کنید، همه جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت سجده کردند. آیا شیطان و فرزندانش را به جاى من به دوستى مىگیرید، حال آنکه دشمن شمایند؟ ظالمان بد چیزى را به جاى خدا برگزیدند. (۵۰(
چرا الله ابلیس را به خاطر اطاعت نکردن از دستوری که به فرشتگان داده بود سرزنش کرد؟ در حالیکه ابلیس فرشته نبود جن بود در قران هیچ نشانی وجود ندارد که جن هم نوعی فرشته است! یا از گروه مشابهای هست در واقع مسلمانان باور دارند جن و فرشتگان کاملا تفاوت دارند چون از
عناصر مختلفی تشکیل شدند فرشتگان هرگز نمیتوانند نافرمانی کنند در حالی که جن میتواند انتخاب دیگری را خلاف دستور انجام دهد برای فهمیدن تفاوت جن و فرشته در قران به ایات زیر توجه کنید:
«سوره النحل» هر چه در آسمانها و زمین است از جنبندگان و فرشتگان خدا را سجده مىکنند و تکبر نمىورزند. (۴۹) از پروردگارشان که فراز آنهاست مىترسند و به هر چه مأمور شدهاند همان مىکنند. (۵۰(
«سوره التحریم» اى کسانى که ایمان آوردهاید، خود و خانواده خود را از آتشى که هیزم آن مردم و سنگها هستند نگه دارید. فرشتگانى درشتگفتار و سختگیر بر آن آتش موکّلند. هر چه خدا بگوید نافرمانى نمىکنند و همان مىکنند که به آن مأمور شدهاند. (۶(
سوره الأنعام ایات ۱۲۸ تا ۱۳۰:
» و روزى که همگان را گرد آورد و گوید: اى گروه جنیان، شما بسیارى از آدمیان را پیرو خویش ساختید. یارانشان از میان آدمیان گویند: اى پروردگار ما، ما از یکدیگر بهرهمند مىشدیم و به پایان زمانى که براى زیستن ما قرار داده بودى رسیدیم.» گوید: جایگاه شما آتش است، جاودانه در آنجا خواهید بود، مگر آنچه خدا بخواهد. هرآینه پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸) و بدین سان ستمکاران را به کیفر کارهایى که مىکردند به یکدیگر وامىگذاریم. (۱۲۹) اى گروه جنیان و آدمیان، آیا بر شما پیامبرانى از خودتان فرستاده نشده تا آیات مرا برایتان بخوانند و شما را از دیدار چنین روزى بترسانند؟ گویند: ما به زیان خویش گواهى مىدهیم. زندگى دنیایى آنان را بفریفت و به زیان خود گواهى دادند، که از کافران بودند. (۱۳۰(
«سوره الأعراف ایه ۱۷۹» براى جهنم بسیارى از جن و انس را بیافریدیم. ایشان را دلهایى است که بدان نمىفهمند و چشمهایى است که بدان نمىبینند و گوشهایى است که بدان نمىشنوند. اینان همانند چارپایانند حتى گمراه تر از آنهایند. اینان خود غافلانند. (۱۷۹(
«سوره الرحمن ایه ۳۹» پس در آن روز از گناه هیچ جنى و آدمیى نپرسند. (۳۹(
«سوره الحجر ایه ۲۷» و پیش از آن، جن را از آتشى سوزان و بىدود خلق کردیم. (۲۷(
«سوره الرحمن ایه۱۵» و جن را از تشعشعى از آتش خلق کرد. (۱۵(
در یکی از مدارس معلم داشته در نمازخانه صحبت میکرده و یکی از بچهها از معلمش پرسیده مگر وقتی شیطان به آدم سجده نکرد، خدا او را از بهشت بیرون نکرد؟ معلم گفته بله همینطوره. شاگرد گفته پس چطور توانسته دوباره وارد بهشت بشود و آدم و حوا را گول بزند تا سیب (میوه ممنوعه!!!) را بخورند؟ معلم فقط سکوت کرده و هیچ چیزی برای گفتن نداشته. راستش را بخواهید تا حالا این سوال برای من هم پیش نیامده بود. خیلی سوال اساسی ومهمی هست. بر همهٔ موحدان مبرهن است که شیطان رجیم است و رانده شده از بهشت. پس هنگام گول زدن در بهشت چه غلطی میکرده؟
افسانه خدا