جناب سمیع نژاد عدوی تو نیستم من، انکار توام!

عادت نداشته ام علی رغم بسیاری از زخم ها که هنوز هم سرباز مانده اند، از دوست و دشمن گلایه کنم، آن هم در این مکان. اما گاهی اوقات شرایط بر خلاف میلت، ایجاب می کند که بپردازی به آنچه که حتی «نباید» تا لااقل در پیشگاه تاریخ سرشکسته نشوی…

ماجرا از این قرار است:

یکی از به اصطلاح «فعالین حقوق بشر» که یک سال و اندی ست پس از پایان همکاری چند ماهه اش با تشکل قبلی خود، ناخواسته(بخوایند خواسته!) دست به زیاده گویی علیه آن تشکل، مسئولین و بعضا اعضای آن زده است. و جالب اینجاست که این روند روز به روز علی رغم گذشت زمان نه تنها پایان نیافته که گاها تشدید هم شده است.

بگذارید مسئله را شفاف تر بیان کنم؛ مجتبی(مدیار) سمیع نژاد، عضو سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که چندی ست در راستای موازی سازی، وبسایتی با نام رهانا ایجاد کرده و مدیریت آن را بر عهده دارد، در طی بیش از یک سال گذشته انواع اتهامات بی پایه را به مجموعه ی مذکور روا داشته و سکوت در برابر تمامی این افترا ها ایشان را به جای خاتمه دادن به ماجرا گویا حریص تر می نماید!

مجموعه فعالان اکنون از دیدگاه ایشان توامان به «وزارت اطلاعات» و «سازمان مجاهدین خلق» وابستگی دارد(!) و تمامی اخباری که از سوی کانال های رسمی آن(نظیر خبرگزاری هرانا) منتشر می شود به نوعی کپی برداری از وبسایت رهانا ست که عموما در طول روز بیش از 3-4 خبر درج نمی کند و احتمالا تمامی اخبار بلوچستان و کردستان که گاها از سوی رسانه های فارسی زبان سانسور می شود، زندان رجایی شهر ، نامه های فرزاد کمانگر، رنج نامه های متعدد زندانیان سیاسی، حوادث اخیر، مصاحبه با خانواده زندانیان گمنامی که هنوز هم کسی اسمشان را به خاطر ندارد، افشاگری های رضا ملک، افشاگری در مورد بازداشتگاه کهریزک در سال 1386، انتشار کتاب لانه فساد و صدها مثال دیگر1 نیز از زحمات شبانه روزی ایشان(مجتبی سمیع نژاد) به سرقت رفته است!

این در حالیست که هنوز یادمان نرفته، جناب داعیه دار حقوق بشر قصه ی ما، چند ماه پیش چطور به علت عدم اجحاف به مسئله ی قتل یک دختر تبریزی(الناز بابازاده) توسط کسانی که خود را منتسب به بسیج خوانده بودند2، بدون ارائه هیچ سندی اقدام به تشکیک در افکار عمومی و تکذیب این خبر نمود و برای جناب «حسین شریعتمداری» و روزنامه ی «کیهان» خوراک درست کرد؛ (هرچند که روزنامه کیهان هم مجتبی سمیع نژاد و وبلاگش را هم به رسمیت نشناخت و به عنوان س.م کاربر بالاترین از وی یاد کرد3) به تازگی هم که به کمرنگ جلوه دادن4 فاجعه ی کشتار در زندان قزلحصار5 کمر بسته و با این ادله که زندانیان واحد 2 و 3 قزلحصار با یکدیگر ارتباط ندارد سعی در رسیدن به اهدافی دارد که به راستی نمی دانم چیست. حال جالب آنجاست که سازمان عفو بین الملل که لااقل وی به عنوان یک فعال حقوق بشر نمی تواند منکرش شود، در بیانیه ی اخیر خود6 به سرکوب زندانیان در این دو واحد اشاره کرده و از سویی صدا و سیمای جمهوری اسلامی در اخبار 20:30 به کشته و زخمی شدن 47 تن از زندانیان نیز اشاره کرده است7 و بیهوده می نماید اگر قرار باشد با توجه به تبار شناسی 32 سال حاکمیت جمهوری اسلامی من در این باره به کوچک جلوه دادن حوادث از جانب ایشان بپردازم و تنها برای نمونه همین بس که احمدرضا رادان بعد از هر اعتراض خیابانی فضای شهر را آرام توصیف کرده و تعداد بازداشت شدگان را گاها حتی زیر 100 تن اعلام می کند!

یاد گرفته ام مگر در موارد خاص (زمانی که گذشته ی افراد به حدی تیره باشد که به عنوان مثال شخصا به سرکوب روی آورده باشند)ملاک را حال افراد قرار دهم اما گویا این مهم در قاموس فکری فرد مورد اشاره محلی از اعراب ندارد که عکس هایی مربوط به 8 سال پیش از «اسفندیار بهارمس» را که جمهوری اسلامی اقدام به پخش آن می کند و البته خود باید پاسخگو باشد را ملاک قرار داده و 5-6 سال دفاع بی چشم داشت وی در عرصه حقوق بشر را نادیده می گیرد؛ و بد نیست به این مهم نیز پرداخته شود که آقای سمیع نژادی که با انتشار اطلاعات غلط در مورد افراد خود را فردی مطلع نشان می دهد، قبل از اینکه پسوند فعال حقوق بشر را برای خودش انتخاب کند، اسفندیار بهارمس در حالی که سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی اتحادیه اروپا و امریکا قرا داشت، از سوی سازمان ملل به عنوان پناهنده پذیرفته می شود و بدیهی ست که اگر وی در سازمان مورد اشاره عضویت داشت، سازمان ملل باهوش تر از شخص شما بود. ذکر این نکته هم بی ربط نیست که همسر شما پوشیدن دامن از سوی مردان را به سخره می گیرد در حالی که امروزه روش ابراز عقیده در ایران نیز رنگ های جدیدی به خود گرفته؛ از روسری سر کردن در حمایت از مجید توکلی گرفته تا گرفتن صورتک زندانیان سیاسی زن بر چهره از سوی مردان …

برایم بسی جالب است چطور در باور آقای سمیع نژاد نمی گنجد کسی دنبال نام و نشان نباشد و در راستای دفاع از حقوق انسان ها تلاش کند؟ ایشان گویا با فعالین گمنام، کسانی که در پی مطرح شدن نام خویش هستند و بعضا با نام مستعار فعالیت می کنند خصومت داشته و «در پی شهرت بودن» را به «شناسنامه دار» بودن تعبیر می کند؛ حال مگر می توان فراموش کرد میلیون ها میلیون مبارز بی نام و نشان در سراسر تاریخ را که در راستای آرمان های والای خویش مبارزه کردند و نه تنها در پی هیچ گونه اشرافیت سیاسی نبوند که در هیچ کتاب و صفحه ی نتی هم نامی از آنان برده نشده هرچند که به قول شهید عزیزمان فرزاد کمانگر «آینده از آن بی کفن خفتگان است»

برایم بسی جالب است که در حالی که خودی جناب سمیع نژاد از کارنامه اش به خوبی مطلع هست، در مسئله ی فریب خانواده زندانیان سیاسی به عینه مصداق دست پیش و پس نیافتن شده است. به شخصه شاهد بودم، وی که تلاش شایانی در راستای مطرح کردن خود و نام وبسایتش در راستای منافع فردی دارد، به فریب خانواده زندانیان تحت عنوان دلسوزی و مشاوره دادن و منع کردن ایشان از ارتباط با گروه های دیگر در حالی که فاقد توان کافی برای دفاع و اطلاع رسانی گسترده در مورد یک زندانی سیاسی در معرض خطر بوده، دست زده و حق اطلاع رسانی و ارتباط با رسانه ها را که از اندک ابزار خانواده های بی دفاع زندانیان سیاسی در راستای رساندن صدای خویش به همگان محسوب می شود، سلب کرده است.

برایم بسی جالب است که ایشان از همان زمان که از مجموعه جدا شد مستقیم و غیر مستقیم به قول معروف به زیر آب زدن روی آورد و حتی این رویه را در قبال کسانی که در رابطه با سناریوی اسفند ماه مجموعه طعم زندان چشیدند، نیز پیش گرفت.

برایم بسی جالب است که ایشان در یک شبکه ی اجتماعی هم چون بالاترین به دلیل بروز اختلافات شخصی به معرفی فعالین داخل با اسم و فامیل اصلی و نشانی دقیق می پردازد.

برایم بسی جالب است که آقای سمیع نژادی که مدت ها قبل از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، اقدام به ترک ایران نمود اما تا ماه ها بعد از انتخابات در وبلاگش به عنوان یک شهروند که مستقیما از تهران خبرسانی می کند، افکار عمومی را به بازی گرفت و علاوه بر فریب بسیاری از طریق فیس بوک، تویتر و وبلاگش این روند تاجایی پیش رفت که در مواردی بعضا رسانه های شناخته شده ای ائم از «واشنگتن پست»8 نیز ویلاگ وی را به عنوان یک وبلاگ داخلی شناخته بودند.

…و برایم بسی جالب است، زمانی که دستگاه اطلاعاتی ایران نسبت به اینکه حسین رونقی ملکی همان وبلاگ نویس معروف بابک خرمدین است آگاهی نداشت( و یا در بد بینانه ترین حالت ممکن، می دانست ولی نسبت به این مسئله تردید داشت چرا که آن را رسانه ای نکرده بود) وی در وبلاگ شخصی خودش به معرفی این زندانی سیاسی که اکنون به تحمل 15 سال حبس تعزیری محکوم است، با جزئیات کامل پرداخت!

آقای مجتبی سمیع نژاد، حال روی سخن منی که نه در گذشته و نه اکنون با اسم مستعار فعالیت نکرده ام، پس از یک سال و اندی سکوت و بردباری با شماست؛ این بازی کثیفی که راه انداختید را تمام کنید. تا کی غیر اخلاقی ها را به اسم اخلاق نمایاندن؟ تا کی فریب افراد بی اطلاع؟ تا کی سوء استفاده از جعل و اکاذیب؟ تا کی ژست دلسوزی گرفتن؟ تا کی نان چند ماه زندانتان را در 6 سال قبل خوردن؟ تا کی خوراک برای رسانه های حکومتی ساختن در شرایطی که کم سواد ترین فعالین اجتماعی در ایران هم به درستی می دانند که اولویت بندی در فعالیت اهم است چرا که مشکل اصلی با سیستم سرکوبگر حاکم بر ایران است و نه موارد دیگر. و تعجب می کنم که چطور شما به این مهم که بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران از راه تخریب «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» که به اندازه ی کافی زیر فشار جمهوری اسلامی ست نمی کذرد، واقف نیستند.

بدون سر سوزن تردید اعتقاد داشته و دارم که تاریخ بهترین قاضی ست؛ جناب سمیع نژاد، عدوی تو نیستم من انکار توام!

 

  1. برای اثبات این مهم می توانید این ویدئو و این ویدئو که از شکنجه و تجاوز زندانیان رجایی شهر است را ببینید. هم چنین به سری نامه های فرزاد کمانگر و به عنوان نمونه این لینک مراجعه کنید. و موارد دیگر نیز با سرچی ساده در فضای اینترنت قابل دسترسی ست.

 

 

  1.  

  2.  

  3.  

  4.  

  5. بیانیه عفو بین الملل در مورد کشتار در زندان قزاحصار که به واحد 2و3 نیز اشاره کرده است.

7. اخبار 20:30 مورخ چهارشنبه 25 اسفند ماه 1389 را از اینجا ببینید.

  1. برای نقبی به گذشته این لینک واشنگتن پست را ببینید

 

سیمین روزگرد

 

 

Advertisements

یک پاسخ to “جناب سمیع نژاد عدوی تو نیستم من، انکار توام!”

  1. sabzyar Says:

    سلام
    سیاوش خان اگر دعوتنامه ای جهت عضویت در بالاترین در اختیار دارید ، مرحمت کنید و برای اینجانب ارسال نمایید
    با سپاس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: