یه روز میاد از من و تو هیچ اثری نمی مونه

سالها پیش ماجرایی در تهران روی داد که بازتاب خبری‌ی گسترده‌ای یافت. ماجرا داستان یک متجاوز زنجیره‌آی بود که مشهور به خفاش شب گشت. مشهور شد که یک افغانی این کار را کرده است.

در آن زمان من سفری بین شهری داشتم. زمانی که اتوبوس ایستاده بود و من در حین ساندویج نان و گوجه  خوردنم بودم. دو فرد متهم به افغانی بودن شدند. یکی کتک خورد. آن یکی از کتک خوردن دوستش استفاده کرد و فرار کرد و به سمت کنار ساختمان به سوی من  آمد.  به جویی اشاره کردم و در زیر جوی آب قایم شد و من کنار جوی نشستم ساندویجم را خوردم. پس از چند دقیقه جمعی که به دنبال آفغانی‌ی دوم آمدند تا او را ادب کنند. به من رسیدند و از من سوال پرسیدند.  جواب دادم ندیدم اما شاید از آن طرف رفته باشد و مردم از آن طرف رفتند. پس از مدتی نیروی انتظامی آمد و یک انسان نیمه زنده و یک افغانی پنهان شده در جوی آب را تحویل گرفت. انسانهایی که جرمشان افغانی بودن بود. بعدها معلوم شد خفاش شب اصلا افغانی نبوده است بلکه یکی از هم وطنان ایرانی‌ی خودمان بوده است که هیچ نسبتی با افغانستان ندارد.

این خبر جانباز شیمیایی ‌ی افغانی تمام آن خاطره را برایم زنده کرد. کسی هست فریاد بزند پیرمردی که تمام عمرش را در کشور شما صرف کرده است و بینایی‌اش را به سبب جنگ شما از دست داده است چرا این چنین می‌رانید و به او اهانت می‌کنید؟ … یه روز میاد از من و تو هیچ اثری نمی مونه بیایید انسان باشیم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: