داداشی امروز کشته شد

خبر را می‌خوانم: «علیرضا که سوژه اصلی تماشای پانزده هزار نفر جمیعت بود، در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، نام مادرش را صدا می‌زند و از او می‌خواست که مانع از اجرای حکم شود؛ آخر والدین قهرمانان زندگی فرزندان هستند و آنان گمان می‌کنند هیچ موجودی قوی‌تر از پدر و مادر در زندگی وجود ندارد. خانواده علیرضا که بی‌مهابا گریه می‌کردند و فریاد می‌زدند تا آخرین لحظه به رضایت اولیای دم دلخوش بودند که دست آخر نیز چنین نشد و حکم راس ساعت ۵ و ۲۵ دقیقه بامداد به اجرا در آمد.»

کدام «پهلوان»؟ برای من، با اعدام قاتل داداشی، خود او هم مرد. اگر امروز خانواده‌اش یک «نوجوان» را می‌بخشیدند و بالای دار نمی‌فرستادند، او هم برایم زنده می‌ماند و «پهلوان» لقب می‌گرفت. مگر سعدی نگفته بود:

سعدیا مرد «نکونام» نمی‌رد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

اما حالا، بعد از اعدام این نوجوان، او هم یکی مثل بقیه. مثل قاتلش. خانواده‌اش بودند که امروز می‌توانستند با گذشت، دوباره زنده‌اش کنند و این بار عمر جاودانه به او ببخشند. اما آن‌ها نه فقط نوجوان هفده ساله را، که خود داداشی را هم دوباره و برای همیشه کشتند. پهلوانی یک کلمه نیست. به دور بازو هم نیست. یک مرام است. یک سبک زندگی است.

هزار نکتهٔ باریک‌تر ز مو اینجاست

نه هر که سر بتراشد، قلندری داند

باغچه سهم اندکی از وسعتِ سبز باغ‌هایِ روشن فردا..

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: